از بخت بد اون روز کیف پولم خونه جا
مونده بود. نزدیک ظهر بود که کلاسم تموم شد و راه افتادم سمت خونه. یه مدت بود
تمام وقت درگیر کارهای شخصی و درسی بودم و نتونستم یکی از شماره های همشهری جوان
رو تهیه کنیم. به همین دلیل تصمیم گرفتم شماره جدید و قبلی همشهری جوان رو بخرم.
مسیرم رو تغییر دادم و به کیوسک اصلی مجلات رفتم. از شانس خوب من شماره قبلی
همشهری جوان هم موجود بود.
دستم رو بردم توی جیبم که حساب کنم
ناگهان....! متوجه شدم کیف پولم همرام نیست و فقط 1000 تومن توی جیب مخفیم! بود.
هوا گرم بود. با محاسبات من 2 شماره میشد 800 تومن و 200 تومن هم برای مسیر تاکسی
تا خونه. اما اتفاقی قیمت همشهری رو که دیدم تعجب کردم: 500 تومن ! با خودم گفتم
حتما نرخ تورم در سال جدیده! بالاخره 2 شماره رو خریدم در عوض تا خونه پیاده گز
کردم!
نتیجه گیری : افزایش قیمت همشهری صرفا
برای این منظور بوده که افرادی که مثل من کمی اضافه وزن دارند در هفته کمی پیاده
روی کنند! صرفا برای تناسب اندام و حفظ سلامتی !
و اما آخرین شماره همشهری جوان در سال
88 هم چاپ شد. باید بگم وقتی رفتم برای خرید مجله های نوروزی ، همشهری جلوه ی خاصی
داشت! شاید دلیلش طرح جالب جلد + ویژه نامه نوروزی بسیار جالب و خلاقانه + سی دی
تصویری نوروزی که در نگاه اول نشون از پرمحتوا بودن مجله داشت.
در مورد این شماره که در 100 صفحه چاپ
شده بود نکته ای در موضوعات به چشم میخورد اطلاعات جامعی از حوادث و رویدادهای سال
88 بود که خیلی خوب جمع آوری و درج شده بود.
همچنین بخش های نوروزی مطالب مفید و
سرگرم کننده ای داشته که به همه ی گروه های سنی مربوط میشد. در کل به خوانندگان
عزیز توصیه میکنم اگر مایل هستن از اخبار مهم و داغ سال 88 اطلاعاتی کسب کنند
شماره 254 همشهری جوان رو تهیه و مطالعه کنند.
مطالب هدیه نوروزی که همراه مجله بود
برای من یک سورپرایز بود! مخصوصا که سی دی تصویری هم تهیه شده بود و از همه جالبتر
حضور بازیگران مورد علاقه من بود.
در پایان از بخش های گفت و گوهای نوروزی
و گزارش های نوروزی بسیار خوشم اومد و راضی هستم.
بنده شخصا علاقه ی زیادی به طراحی به سبک تایپوگرافی دارم. به عنوان دومین پوستر برای گروه مجلات همشهری کار زیر را طراحی کرده ام که امیدوارم برای علاقمندان به این سبک جالب باشه.
از صفحات اول که شروع به ورق زدن کردم
سعی شده بود به تدریج به مشکلات و مسائل مهم جامعه پرداخته شود . مخصوصا بحث جوان
که یکی از دلایلی بود که باعث شد تمام مطالب مجله را با دقت مطالعه کنم و بتوانم
جمع بندی هرچند مختصر از نوشته ها داشته باشم.
قسمتهای بسیار مفیدی در مجله درج شده
بود از جمله به سبک زندگی و واقعا برای من جذاب و مفید بود. مطمئن هستم دیگر افراد
نیز از این صفحات لذت بردند و اگر با ریزبینی و دقت بیشتری مطالب را می خواندند
درس های زیادی می گرفتند به عنوان مثال برای شخص من استفاده از تجربیات بخش به سبک
زندگی کمک زیادی به من کرد.
همچنین باید به اطلاع رسانی خوب مجله
اشاره کرد که سعی شده بود اخبار و رویدادهای روز ایران و جهان را در قالب گزارش
متنی یا تصویری پوشش دهد. به عنوان مثال می توان به گزارش ماموریت ممکن اشاره کردم
که برای من گزارش بسیار مفید و غرور آفرینی بود.
به عنوان جمع بندی می توان اظهار داشت
که مجله همشهری حرکت رو به رشدی به آینده و زندگی بهتر دارد که می توان از مجلاتی
مانند همشهری برای راهنمایی و تکمیل اطلاعات هر فردی استفاده کرد.
در پایان تشکر ویژه ای از تمام بچه های
گروه مجلات همشهری مخصوصا جوان دارم. خسته نباشید
قرار دادن صفحه ای به عنوان میهمان هفته
اونم در آخرین صفحه مجله به نظرم خلاقیت بچه های همشهری جوان رو نشون میده. مخصوصا
مصاحبه با افراد با تجربه و دوست داشتنی.
مصاحبه ی بسیار خوب و گرمی بود. بها
دادن به جوانان و امید به آینده نکاتی بود که در حرفای آقای داوود رشیدی به چشم می
خورد و این موارد به من انرژی زیادی داد و از خواندن کامل مصاحبه بسیار لت بردم.
بدون اغراق باید بگم عاشق عکس های سیاه
و سفید و معناگرا هستم. البته از نظر هنری حرفه ای نیستم و آشنایی زیادی به سبک
های متفاوت ندارم اما خوبی این سبک اینه که هر کسی میتونه برداشت خودشو داشته
باشه. عکس آقای صمدیان و خانم ظریفی واسم بسیار جالب بود.
بلیتش را بخرید؟! چه تیتر متفاوتی. آقای
شادمانی که مشخصه خیلی خوششون از فیلم به رنگ ارغوان اومده و تبلیغ کردند! البته
با توجه به نقدها و تبلیغات اطرافیان هم به این نتیجه رسیدم باید بلیتش را بخرم!
بخش های دیگهبه نظر من خیلی خوب بود. خبرها جدید بود و
اطلاعات خوبی به من داد. قسمت سینمای جهان جذاب و عالی بود.
این قسمت یکی از بهترین های همشهری جوان
هست. چون هم اهل کتاب هستم هم اهل هنر و رایانه. مخصوصا معرفی کتاب که سعی شده
کتابهای جدید و مفید معرفی بشه. مثل ترجمه جدید موش ها و آدم ها و یا کتاب من
سوسکم که با توضیح کوتاهی منو علاقمند به خواندن این کتابها کرد.
زیاد اهل بازی نیستم اما بخش دانلود و
نرم افزار عالی بود و امیدورام بتونم از این دو بخش استفاده کنم.
چند صفحه ای که به روزشمار تاریخ اختصاص
پیدا کرده بود طرح و مطالب خوبی داشت.مخصوصا صفحه 56 و 57 که روزشمار کاملتر و
ساختار بهتری داشت. تمام مطالب این دو صفحه را خوندم و به نظرم بهترین مطلب ،
گمشده در دجله بود.
یک گزارش جالب دیگه از خانم هادی. به
نظر من بحث کودتا ابتدا یا انتهایی نداره ، به این معنا که در کشوری که کودتا میشه
نباید انتظار داشت تمام مشکلات کشور پایان بگیره. بلکه اصلا نمیشه پیش بینی کرد که
آیا مشکلات تازه شروع میشه یا تموم میشه! چون همیشه قدرت های استعماری مانند آمریکا
، انگلیس ، فرانسه و... گرداننده ی اغلب کودتاها هستند.
همچنین 13 گزارش کوتاه و تصویری زیر
صفحه هم بسیار جالب بود.
عجب گزارش جالب و هولناکی بود! گزارشهای
خانم هادی همیشه جذاب هستند. با خوندن این نوع گزارشها پی به اهمیت تاریخ می بریم.
به عنوان مثال در مطلب آقای ترورهای جهان زنده است وقتی متوجه شدم تا به حال 640
توطئه ترور برای فیدل کاسترو رهبر کوبا برنامه ریزی شده به این نتیجه رسیدم رهبر
کوتاه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده که این همه سوء قصد برای ایشان ترتیب
داده شده!
گزارش تکان دهنده ای بود. گرچه اینگونه
حرکات از رژیم صهیونیستی امری عادی هست اما نکته ای که واقعا واسم جالبه و در
گزارشها مشخص بود اینه که با اینکه نیروهای جاسوسی موساد از پاسپورت های اروپایی
استفاده کردند اما هیچ اقدام یا واکنشی از طرف آن کشورهای اروپایی انجام نشد! تا چه
زمانی پنهان کاری ، نمیدانم.
گزارش بسیار جالبی بود . هرچند بنده
استقلالی نیستم! اما این گزارش رو کامل خوندم چون در آن شرایط دیگه بحث آبی یا
قرمز مطرح نیست و باید همگی یک دل به فکر نتیجه گیری تیم های کشورمون باشیم. از
برد استقلال بسیار خوشحال شدم و امیدوارم در ادامه مسابقات موفق باشه.
اینطور جشنواره ها رو باید شخصا حضور
داشته باشیم تا بتونیم نظر یا نقدی داشته باشیم. اما دلیلی که باعث شد گزارش را
کامل بخونم حضور پر رنگ خواننده محبوب من یعنی احسان خواجه امیری بود. مخصوصا
اجرای آهنگ بسیار محبوب و زیبای پرنده که شما خوانندگان عزیز میتونید از لینک زیر
دانلود کنید و لذت ببرید.
یکی از بهترین صفحات این شماره بود.
اطلاعات خیلی خوبی از مراسم اسکار درج شده بود.
شخصا فیلم گنجینه درد رو تماشا نکردم
اما فیلم آواتار رو چند روز گذشته تماشا کردم که باید بگم از هر لحاظ فوق العاده
بود. افسوس که...
زمانی که این صفحه رو میخوندم مراسم
اسکار به اتمام رسیده بود! بد نیست نگاهی به برندگان اسکار 2009 داشته باشیم. برای
خواندن برندگان اسکار به ادامه مطلب بروید.
اصل موضوع صفحه تئاتر و سینما پیرامون
تئاتر مکاشفه در باب یک مهمانی خاموشو
فیلم عیار 14 بود، که متاسفانه هنوز تماشا نکردم و قاعدتا نقد یا نظر خاصی هم راجب
این دو موضوع ندارم.
تنها نکته ای به ذهنم رسید این سوال بود
که چرا صفحه سینما 4 صفحه و صفحه تئاتر 2 صفحه بود! شاید به ظاهر امری بدیهی باشه
اما...قضاوت با اهل هنر تئاتر و سینما !
همچنین به نظر بنده نقد یک فیلم در 4
صفحه زیاده روی بود. چون مطالب اضافی زیادی در نقد به چشم میخورد ، در صورتی که
میشد نقد 2 فیلم قرار داده بشه تا هم1- باعث تنوع بشه و 2- از خستگی خواننده
جلوگیری بشه.
این صفحه از اون مطالبی بود که هر جوان
ایرانی بهش احتیاج داره. خیلی مرتب یک شغل رو تحلیل کرده بود. از تلاش و پشتکار یک
جوان ایرانی گرفته تا وسایل الزامی کار!
از سرمایه گذاری ، درآمد و تجهیز کارگاه
که بگذریم میرسم به مصاحبه با مهران عزیز که به من نشون داد هر کاری که بخوایی می
تونی انجام بدی و این مثل که خواستن توانستن است. و جالب تر اینکه این جوان ایرانی
آینده نگر ، در این موقیعت و سختی تصمیم داره درسش را همه تموم کنه! آفرین به
پشتکار
تا قبل از خوندن این بخش تصور خوبی از
مینی ها نداشتم. فکر میکردم نهایتا میتونن کار ماشین حساب رو انجام بدن!!! اما
گزارش کوتاه و جالب این شماره طرز فکر منو عوض کرد حتی منو مشتاق به خرید یک مینی
کرد!
و چیزی که واسم جلب توجه کرد درج چند
مدل مختلف از مینی ها بود که قسمت قوی ترین چیزی بود که میخواستم! همچنین بخش نکته
انحرافی هم برای کسب اطلاعات کمک زیادی به من کرد.
در ابتدا تقدیر میکنم از بچه های همشهری
جوان که این صفحه ویژه برای افرادی امثال من و تمامی جوانان ایرانی آماده کرده
اند.
مدتی میشه همشهری جوان ابتکاراتی انجام
میده که نشون دهنده آینده ای خوب و تاثیر گزار است.
جوان ایرانی ، صفحه ای است که قهرمان آن
شما هستید ، شما جوان ایرانی!
در این شماره که با مهرداد عزیز آشنا
شدیم در بعضی صحبت ها چیزای خوبی یاد گرفتم که نشون دهنده خلاقیت کامران بارنجی و
مهرداد عزیز بود. همچنین از گرافیست این صفحه برای گرافیک متفاوت و جذاب این گزارش
تشکر میکنم. امیدوارم این صفحه مثل این شماره همیشه جذاب و متفاوت باشه.
عملیات ممکن ، گزارشی جذاب و غرورآفرین
. قبل از هر چیز این موفقیت بزرگ را به همه ی مردم ایران تبریک میگم . کار بزرگی
که تمام کشور و حتی دنیا را متحیر کرد.
یکی از بهترین گزارشهایی که در مجله
جوان خونده بودم. اولا تیتر بسیار جالبی داشت و بهتر از اون گزارش لحظه به لحظه از
دستگیری عبدالمالک ریگی. 16 گزارش کوتاه اما اصلی و تاثیرگزار .
بهترین قسمتی که منو به هیجان واداشت
گزارش 14 بود. عملیات بی حس کردن ریگی توسط یکی از ماموران شجاع ایرانی.
از مجله همشهری جوان بابت این گزارش
غرورآفرین نهایت تشکر را دارم...
اگر مطالب قبلی منو خونده باشید متوجه
میشید که تاکید من بیشتر روی کوتاه نویسی و جذابیت اخبار بود. چیزی که من در بخش
چهره ، پایین صفحه دیدم با عنوان : داغ x هفته .
هر 5 خبر واسم خیلی جالب بود. کوتاه ،
مختصر ، مفید...
البته سه مطلب دیگه با عنوان های
جیغ،انفجار،قیچی – بازگشت جادوگر – هدایتی علیه پرسپولیس هم عالی بود.
پیشنهاد بنده اضافه کردن قسمتی شبیه داغx هفتهبرای تمام بخش هایرویدادx هفته می باشد.
تنها مطلبی که تونست منو از کسل بودن
دربیاره مطلب شوک به قلب خستم بود
اما بقیه مطالب واقعا خسته کننده بود.
حتما نباید درباره یک موضوع 34-35 خط نوشت!
صفحه ی مورد علاقه ی من اینطوره که
اخبار بیشتر و البته جدید و کوتاه درج بشه تا خواننده رو از یکنواختی در بیاره.
فکر کنم نویسندگان این بخش کمی تنبل تشریف دارن! که فقط یک موضوع رو کــــــــش
میدن! لطفا مطالب رو بیشتر و کوتاهتر و جدیدتر بنویسید!
به این میگن یک صفحه خنک و بی مزه! به
نظر من بحث سینما و تلویزیون نوآوری و به روز بودن رو طلب میکنه. اینکه درباره یک
موضوح بحث و شوخی بشه و البته طولانی بودن هم بهش اضافه بشه اصلا جالب و جذاب نیست
چه برای من چه بقیه افراد.
تنها مطلب باید تنبلی را کنار بگذارم
جالب بود چون موضوع جدید و البته جالب برای اهل سینما بود.
بقیه مطالب حالتی تکراری و کسل کننده
داشت.
به نظر بنده میشه این بخش رو با اخبار
جدید و البته کوتاه پوشش داد..طوری که خواننده از دیدن اخبار جدید به وجه بیاد و
طالب خوندن تمام مطالب بشه. و البته در این بخش نویسندگان محترم کمی جدی تر
بنویسند!
مطالب این قسمت رو خوندم اما تنها 2
مطلب جالب و خوندنی بود.
زیرا لنگرها دراز بود! و آموزش زبان
انگلیسی-فوری
مطلب لنگرها دغدغه ای هست که ما جوانان
همیشه باهاش روبرو هستیم و متاسفانه هنوز فکری برای این مسئله نشده است.
طنز تلخ: با یکی از دوستانم که در هند
تحصیل میکنه هر چند وقت چت ( گفتگوی اینترنتی!) میکنم. وقتی سرعت دانلود رو پرسیدم
خیلی راحت و البته خونسرد! گفت 1 مگابایت ! بعدش هم گفت اگه فایلی فیلمی چیزی
میخوایی بگو دانلود کنم اومدم ایران واست بیارم!!! قضاوت با خودتون...
اما مطلب آموزش زبان انگلیسی-فوری مطلبی
طنز اما تلخ بود. دو نکته در این مورد وجود داره.
1-موسساتی که دروغین فعالیت
میکنند و حتی ساختار زبان رو به میل خودشون تغییر دادن!
2-فرهنگ اشتباه فینگیلیش (
تایپ فارسی با حروف انگلیسی) که کم کم داره برای جوانان به عنوان یک زبان جا میوفته!
مخصوصا در چت و پیامک ها... در این مورد هم مطلبی چاپ بشه می تونه امیدوارکننده
باشه! و اینکه متن آخر یعنی :آموزش زبان
انگلیسی در کمتر از یک هفته، به علت تغییر شغل! بمب خنده بود!
صفحه فهرست به نظر من خلوت بود! اینکه فقط
7 تیتر همراه تصویر بزرگ درج بشه خیلی جلب توجه نمی کرد. همچنین 2 خبر هم تکراری
بود! آبی در میقات و عملیت ممکن روی جلد مجله چاپ شده بود. بهتر بود برای جلوگیری
از تکرار بی مورد گزارشهای جلد مجله ، شماره صفحه روی جلد قید می شد.
اما فهرست متنی زیر فهرست تصویری به
نظرم بهتر بود حیف خیلی یکنواخت و بی روح بود!
زمینه رنگ خاکستری کار نمی شد بهتر بود.
خود من در نگاه اول متوجه فهرست متنی زیر نشدم!
در قسمت یادداشت که سه مطلب نوشته شده
تنها مطلب پسرخاله های اجتماعی ماتونست
نظر من رو جلب کنه و نسبت به دو نوشته دیگر بهتر بود.
نوشته این خود تلخ من مبهم بود طوری که
من نتونستم ارتباط خوبی با این موضوع برقرار کنم چون نظرم با نویسنده این مطلب
متفاوت بود. متن بوی نا امیدی می داد که اصلا جالب نبود.
نوشته دوم پسرخاله های اجتماعی ما نوشته
ی خوبی بود چون تقریبا همه افراد با این مسئله روبرو شدن و طرز نگاه نویسنده واسم
جالب بود چون خیلی شبیه به فکر من بود!
نوشته سوم رمز عملیات احترام! مثل نوشته
اول مبهم و بی هدف بود! حتی جملات هم به خوبی با هم ارتباط داده نشده بود !